شما اینجا هستید: خانه » تجربه کاربری (UX) » روانشناسی در طراحی:مشتریانتان از شما چه می خواهند؟

روانشناسی در طراحی:مشتریانتان از شما چه می خواهند؟

طراحی گرافیک یعنی مخلوط کردن رشته های مختلف : یک بخش از آن هنر بصری است،بخش بعدی مهارت های کسب وکار وبازاریابی است وبخش دیگری که ممکن است افراد زیادی از آن آگاهی نداشته باشند هنر روانشناسی است.اولین گام در ایجاد یک طرح که به خوبی با مخاطب مورد نظر ارتباط دارد، این است که کاربر را به درستی درک کنید.آنچه که مردم می بینند و آنچه احساس می کنند دو چیز بسیار متفاوت است. اولین چیزی که کاربر احساس می کند جنبه های زیبایی شناختی طرح شماست و درمرحله بعدجنبه های روان شناختی آن را خواهند دید، در یک طراحی خوب استفاده از هر دو این ها ضروری است، بنابراین طراحان برای ایجاد یک طراحی ارزشمند نیاز به شناخت کافی از جنبه های روان شناختی نیز دارند.خوشبختانه شما برای درک مخاطبتان نیاز به مدرک دکترای روانشناسی طراحی ندارید و شناخت یک سری اصول ساده روانشناسی میتواند بازده شما را در ارتباط با مخاطبان ومشتریان افزایش دهد. و این دقیقا همان چیزی است که در این مقاله به دنبال آن هستیم در زیر، ما ۵ اصل روان شناختی را برای ارتباط بهتر با مخاطبان تان ارائه می دهیم.

۱٫تصاویر جذاب بر تصمیم گیری تاثیر می گذارند وتجربه استفاده را بهتر می کنند

طرح های خوب بیش از یک چهره زیبا هستند. تصاویر طراحی شده تاثیر بسیاری بر درک مخاطبان از محصول شما دارند

نویسنده و استاد طراحی (و دانشجوی سابق روانشناسی) دون نورمن توضیح می دهد که:

تصاویر نفوذ بسیارزیادی در تصمیم گیری ها دارند.این موضوع به اجداد اولیه ما باز می گردد، که مجبور بودند تصمیم گیری از روی تصاویر را به عنوان یک نشانه برای زندگی یا مرگ انتخاب کنند. به عنوان مثال اگر نوارهای ببر را مشاهده می کردید، وقت نداشتید که بنشینید و به معنای تصاویری که دیدید فکر کنید، مجبودبودید بلافاصله فرار کنید و یا اینکه صبرکنید تا نسل شما منقرض می شد.

این اتفاقات منجر به نگرش بیولوژیکی به تصاویر در تصمیم گیری ها شد. این تصمیم به وسیله تصاویر وبدون تفکر به ما این قابلیت را می دهد که خیلی سریع در مورد مزایا ومعایب چیزهایی که می بینیم قضاوت کنیم . به همین دلیل است که موضوعی می تواند در نگاه اول روی کاغذ درست باشد اما ممکن است در واقعیت اشتباه باشد،و بالعکس.

موضوع اثبات شده ی دیگری که باید مد نظر یک طراح گرافیک باشداین است که در مورد احساسات و واقعیت های یک طرح از قلب خود در طراحی استفاده کنید.

تصور مثبت در یک محصول یاتصویر، مغز را در وضعیت آرام قرار می دهد – کاربر لذت می برد آن راببیند ویا از آن استفاده  کند – در حالی که یک تصور منفی اثر متفاوتی دارد. این موضوع حتی بدون داشتن معلومات روانشناسی هم ممکن است خیلی واضح باشد، اما نکته این است که عملکرد مغز در حالتی که آزاد است نسبت به سایر زمانها بهتر است. در زمینه طراحی، این بدان معنی است که کاربر حس می کندکه در حال استفاده از یک سیستم راحت تر وروانتر است.

یک مطالعه توسط محققان ژاپنی ماساکی کوروسو و کائوری کاشیورا این موضوع را بهتر نشان می دهد. تیم آنها دو دستگاه خودپرداز ایجاد کرد، که هردو عملکردی یکسان داشتند اما یکی  از نمایشگرها از لحاظ زیبایی شناختی بهتر  بود، در حالی که در طراحی صفحه نمایش دیگر هیچ گونه توجه به زیبایی آن نشده بود افرادی که از هر دو دستگاه خودپرداز استفاده می کردند ادعا می کردند که خودپردازی که طراحی زیباتری داشته بهتر کار می کنند، در حالی که می گفتند استفاده از دستگاه دیگر دشوار تر است.بنابراین می توان گفت که به وسیله طراحی بهتر با همان قابلیت ها می توان درک متفاوتی از محصول را به کاربران ارائه داد.

۲٫ تنوع وانتخاب های متفاوت بر کاربران تاثیر منفی دارد

کاربران همواره می خواهند تا جایی که ممکن است انتخاب های بیشتری داشته باشند،به نظر شما این تنوع در ارائه محصولات چه تاثیری برفروش وحس مخاطب دارد؟ویلیام هیک، روانشناس و همکارش ری هیمن،درقانونی به نام قانون هیک،ثابت کردندکه گزینه های بیشتر برای یک فرد،باعث می شود زمان بیشتری طول بکشد تا او تصمیم بگیرد.و به طراحان یادآوری می کند که تنها عناصر کلیدی را در طراحیخود به کار ببرند،درحقیقت عناصر اضافی که هدف جدی در طراحی ندارند، هیچ کاری جز مشغول کردن ذهن کاربر و افزایش حس منفی در تجربه کاربری انجام نمی دهند.
قانون هیک تا حدودی به عنوان یک عنصر برای طراحی وب تبدیل شده است، به ویژه هنگامی که برای محدود کردن گزینه هادرمنوهایاعناصرتعاملی دریک صفحه وب استفاده می شود.اما، در یک سطح کوچکتر، می توان به همان نسبت به تمام طرح های بصری این قانون را اعمال کرد.

۳٫ ترس از دست دادن بیشتر از شوق به دست آوردن است

در سال ۱۹۷۹، دانیل کانمن و آموس تروسکی ایده ی خود را مبنی بر اینکه ” ضرر کردن همواره مخاطب را بیشتر تحریک می کند تا بدست آوردن دستاوردهای بالقوه  ” معرفی و اثبات کردند. آنچه که برای طراحان و متخصصان بازاریابی عمومی می توان نتیجه گرفت این است که،برجسته کردن اینکه چگونه یک محصول به کاربر کمک می کند تا از تجربیات منفی جلوگیری کند، تاثیر بیشتری خواهد داشت تا نشان دادن نحوه کمک به آنها برای به دست آوردن سود جدید. مثلا به جای گفتن ” اگرامروزثبت نام کنید ۲۰ دلارتان را صرف جویی می کنید ” می توان  نوشت”اگرامروزثبت نام کنید، از اضافه شدن ۲۰ دلار به هزینه ثبت نامتان خودداری می کنید. ”

۴٫ ارتباط بصری یک زبان جهانی است

طراحان به خوبی می دانند که کلمات تنها راه برقراری ارتباط نیستند. اما همانند ارتباطات کلامی،درارتباطات تصویری نیزتاثیرپیام شما، بستگی به این دارد که چگونه از زبان استفاده می کنید.یک طراح خوب معنای عمیق تری در پشت عناصر بصری مانند رنگ، فونت، فضای قراردادن عناصر ،گرد کردن گوشه ها  و یا تغییر یک قطعه یک میلیمتر به سمت چپ که به طور بالقوه  می تواند کل معنای تصویر را تغییر دهیدو…،قرار می دهد .

معنای چنین عناصر تصویری به شدت ریشه در روانشناسی دارد.این موضوع دوباره به تکامل ما باز می گردد به عنوان مثال،رنگ قرمز اغلب با خون مرتبط است وآن بیشتر برای مسائلی که در ارتباط با اورژانس، هشدار و هشدار دادن است استفاده می شود. با بررسی معانی پنهان در عناصر بصری،می توانید احساس وغرایز کاربر را تحت تاثیرقرار بدهید حتی اگرخودش نیزنسبت بهآنها بی تفاوت باشد .

۵٫ حلقه های عادت و gamification تجربه کاربری را جذاب تر می سازند

در حالی که همه ما در بعد سوم گیر کرده ایم، جالب است بدانید تاثیر اصلی طراحان وب و نرم افزار در بعد چهارم قرار دارد: زمان.

طراحی برای زمان ممکن است مشکلات زیادی را برای شما ایجاد کند، اما هنگامی که به درستی انجام شود، همین موضوع می تواند مزایای بسیار زیادی را برای شما به ارمغان بیاورد.یکی از مزایای طراحی بر اساس زمان،حلقه عادت است:یعنی یک سیستم یکپارچه که براساس یک الگوی علت ومعلولی به کاربران سیستم پاداش می دهد .

یک حلقه عادت شامل سه مرحله اصلی می شود:

نشانه – یک نشانه قابل تشخیص برای کاربران درنظر بگیرید.
روال – مجموعه ای از اقدامات همواره یکسان تعیین کنید.
پاداش – یک جایزه برای تکمیل روالتان وایجاد انگیزه برای دفعات بعدی در نظر بگیرید.

ساده ترین مثال این است که وارد حساب ایمیل خود شوید. در این مثال، نشانه صفحه ورود به سیستم است – با دیدن این صفحه ، کاربران بلافاصله می دانند چه کاری انجام دهند. در مرحله بعد کاربر نام کاربری و رمز عبور  را تایپ می کند، کاری که مابه آن عادت داریم و آن را بدون هیچ دلیلی انجام می دهیم ودرنهایت پاداش، که همان دسترسی مخاطبان به ایمیل است.خوب است بدانید که یک انسان به طور متوسط حتی تا ۴۰٪ زمان روزانه اش رابه وسیله حلقه های عادت پر می کند.

اما طراحان چگونه می توانند از این موضوع استفاده کنند؟بهترین راه ساده تر کردن تشکیل حلقه های عادت برای کاربران به وسیله گام های ریز و تعریف شده است به عنوان مثال از یک نشانه بصری قابل تشخیص استفاده کنید که به کاربران پاداش ویا تخفیف می دهد.

حلقه های عادت علاوه بر اینکه برای کسب وکار ها موضوع مهمی به شمار می روند در تجربه کاربری هم بسیار مورد توجه است زیرا کاربر هر زمانی که به سمت محصول شما می آید المان های شما برای او شناخته شده است بنابراین زمان کمتری را به تفکر می پردازد و ذهن آزادتری دارد و درنهایت اینکه پس از استفاده از محصول شما حس بهتری دارد.در سال های اخیر ثابت شده است که حلقه های عادت می تواند در افزایش روند تولید محصولات موثرباشد.

و در نهایت…

طراحی همیشه با شناخت عناصر رفتاری و ذهنی انسان همراه بوده است،درک اینکه چگونه افرادمختلف فکرمی کنند، می بینند وحس می کنند اولین گام درایجاد یک طرح گرافیکی ماندگار است.از راهنمایی های فوق می توانید به عنوان شروعی برای یادگیری های بیشتر در مورد نحوه ترکیب طراحی با رفتارهای قابل پیش بینی انسان هااستفاده کنید …و مطمئنادراین مسیرخودتان رانیز بهترخواهیدشناخت.

آیا می خواهید با طراحانی که این قواعدرا با قلب درک می کنند کار کنید؟ می توانید در دوپرو به صورت مستقیم و یا جمع سپاری  سفارشات  طراحی لوگو، گرافیک و وبسایت خود را  ثبت نمایید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.