شما اینجا هستید: خانه » استخدام طراح تجربه کاربری » معیار استخدام طراح تجربه کاربری مناسب چیست؟ (قسمت سوم)

معیار استخدام طراح تجربه کاربری مناسب چیست؟ (قسمت سوم)

در پستهای قبلی در رابطه با دو مورد از مهمترین شاخص های استخدام طراح تجربه کاربری صحبت کردیم و میزان اهمیت دانش فنی و مهارت کارکردن با ابزارهای گرافیکی را دانستیم در ادامه قصد داریم در رابطه با شاخص دیگری صحبت کنیم که محک زدن فرد در این زمینه و قضاوت وی کمی مشکل به نظر می رسد اما نمیتوان از این شاخص ها و تاثیری که به مرور بر پیشرفت سازمان و محصول میگذارد چشم پوشی کرد.

طراح تجربه کاربری

 

۱. از فرد متقاصی برای طراحی تجربه کاربری بخواهید در رابطه با هدف محصول صحبت کند

فرد باید به خوبی هدف سازمان را بازگو کرده و بداند محصولی که طراحی می شود کدام نیاز کاربر را برطرف کرده و چه ارزشی برای سازمان ایجاد میکند اگر به این موضوع توجه نشود در نهایت محصول سازمان را از هدفی که داشته منحرف میکند و ارزش های ناخواسته و برنامه ریزی نشده ای ایجاد میکند.
برای مثال فرض کنید محصول سازمان شما در رابطه با معرفی تعدادی برند پوشاک و سپس فروش آنها می باشد اما هدف شما بیشتر از اینکه از طریق محصول کالایی به فروش برسد این است که کاربران با برندهای مختلف آشنا شوند و به این ترتیب برای سازمان شما ارزش خلق کنند.

حال اگر طراح تجربه کاربری به درستی متوجه این موضوع نشود واین طور تصور کند که هدف محصول فروش پوشاک است طوری محصول را طراحی می کند که کاربر را در کمترین زمان ممکن به مرحله خرید برساند و صفحاتی از محصول که به معرفی برندها و پوشاک ها می پردازند را در دسترس قرار نمیدهد به این ترتیب سازمان را از هدف اصلی خود منحرف کرده و باعث شکست محصول می شود.

۲. فرد متقاضی برای طراحی تجربه کاربری باید توانایی شناخت کاربران هدف را داشته باشد

فرد باید بتواند در رابطه با کاربرانی که مخاطب محصول قرار میگیرند و سلیقه ی انها اطلاعاتی داشته باشد اگر فرد در این مورد نتواند با کاربران ارتباط برقرار کرده و نیاز سنجی درستی انجام دهد شما به مرور کاربران خود را از دست خواهید داد و محصولی تولید می کنید که اگر چه در طراحی هدف سازمان را به خوبی در نظر گرفته است.

اما در شناسایی کاربر دچار مشکل شده و احساس رضایتمندی در استفاده از محصول ایجاد نمیکند برای مثال فرض کنید شما کاربرانی را هدف قرار میدهد که گوشی ایفون دارند و در تلاش هستید کاربران صاحب گوشی ایفون را به استفاده از محصول ترغیب کنید حال اگر طراح تجربه کاربری متوجه این موضوع نشود یا نتواند نیاز سنجی درستی درارتباط با مصرف کنندگان گوشی iphone انجام دهد ممکن است محصول را از نظر قرارگیری المان ها و کاربرد پذیری طوری طراحی کند که برای کاربران گوشی های اندرویدی مناسب باشد.

این موضوع میتواند باعث سردرگرمی کاربران هدف شود پس بهتر است هنگام مصاحبه در رابطه با جامعه کاربرانی که هدف محصول هستند نیز صحبت کنید و توانایی فرد متقاضی را در ارتباط به شناسایی و نیاز سنجی این افراد بررسی کنید.
در تمام مراحل مصاحبه به فرد متقاضی فرصت دهید تا مسیری که برای کاربردپذیر کردن محصول در نظر دارد بیان کند اگر این مسیر برای شما نیز به خوبی روشن شد و توانستید ان را تجسم کنید به گزینه مناسبی برای استخدام رسیده اید اما هرزمان این احساس در شما ایجاد شد که فرد متقاضی مسیر مشخصی برای بهبود کاربرد پذیری محصول ندارد و مدام هدف و مراحل را عوض میکند.

برا ی استخدام این فرد کمی تعلل کنید احتمالا در مصاحبات دیگر گزینه های بهتری خواهید داشت همان طور که تغییر مسیر در طول مراحل تولید میتواند باعث شکست محصول شود در طراحی و کاربرد پذیری محصول نیز با این مشکل روبه رو خواهید شد اما این موضوع را هم در نظر داشته باشید که روشن بودن مسیر به معنای این نیست که طراح بعدها اجازه تغییر ان را نداشته باشد همان طور که نیازمندی های محصول تغییر میکند طراحی سازگار با نیازمندی نیز دست خوش تغییر خواهد شد.
در ادامه با معیارهای دیگری که میتواند شما را در انتخاب طراح تجربه کاربری مناسب کمک کند صحبت خواهیم کرد.
سایت دوپرو محلی برای تبادل نظر در رابطه با تجربه کاربری محصولات آنلاین می باشد برای استفاده از تجربه و دانش دیگران در این زمینه و یا بهبود تجربه کاربری محصول خود به سایت dopro.ir مراجعه کنید.